تبلیغات
...:::»»» مزرعه ی آرش «««:::... - گناه...کار
گاهی آنقدر گناه کار میشوم  که حتی تو را از یاد می برم.
تویی که همیشه با من آنگونه رفتار کردی که شایسته ی عظمتت بود.
تویی که نعمت دادی و من ناشکری کردم.
تویی که عزت دادی و من خودم را به دست خودم خوار کردم.
تویی که برای منِ به بیراهه رفته، از آن بیراهه، راه درست کردی.
تویی که دعای منِ تخس و یکدنده ی گناه کار را شنیدی و اجابت کردی.
خلاصه بگویم...
تویی را از یاد می برم که برای منی که بندگی نکرد، خدایی کردی!
نمیدانم!
شاید اولین گناهم فراموش کردن تو باشد.
اما اگر فراموش کار نبودم، برای چه به من می گفتند انسان؟!


تاریخ : سه شنبه 19 شهریور 1392 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : حمید رضا پژمان | نظرات

  • ایران
  • گوگل رنک
  • ضایعات