تبلیغات
...:::»»» مزرعه ی آرش «««:::... - غریب و قریب!

سلام به تمام کسانی که این چند خط را می‌خوانند.

امشب که بعد از مدت زیادی به این تارنمای قدیمی سر زدم، بعضی از نوشته‌های خودم را خواندم. بعضی آنقدر غریب به نظرم می‌رسیدند که پیش خود میگفتم، این‌ها را واقعا من نوشته‌ام؟! و بعضی هم آنقدر قریب به نظر می‌رسیدند که انگار همین دیروز نوشتم‌شان. نوشته‌های قدیمی‌ام اغلب دلگیرند. زمانی بود که از خواندنشان دلم می‌گرفت اما حالا حس و حال بدی برایم ندارند. مثل یادگاری‌هایی هستند که دیدنشان خاطرات گذشته را به یاد آدم می‌اندازد ولی آنقدر از آن خاطرات دور شده‌ام که دیگر بد بودنشان را حس نمی‌کنم. چقدر گذشت زمان با خودش تغییرات دارد. وقتی به من قدیمی خودم نگاه میکنم میبینم که خیلی تغییر کرده‌ام. البته نه از نظر عقاید و تفکرات پایه‌ای و اصلی. از نظر نوع نگاه به موضوعات مختلف و اهمیت دادن به آنها. آدم ممکن است زمانی برای موضوع خاصی ارزش زیادی قائل شود و زمان زیادی برایش صرف کند ولی بعد از گذشت زمان، شاید آن را کم اهمیت نپندارد ولی به اندازه‌ی آن روزها هم به آن اهمیت نمی‌دهد. در عوض امروز مسائل دیگری در جایگاه پر اهمیت‌های زندگی قرار گرفته‌اند. این به من این را نشان می‌دهد که بعضی چیزها در زمان خاص خودش مهم است و اگر از آن زمان گذشت، ممکن است دیگر آن اهمیت را برایش قائل نشوی. پس اگر واقعا باید باشد، در همان زمان باید تمام تلاشت را برای به دست اوردنش بکنی و اگر هم بعد از بدست نیاوردنش باز هم می‌توانی نفس بکشی و ادامه بدهی، باید مطمئن باشی که روزی خواهد رسید که آن موضوع یا آن چیز دیگر برایت تنها یک خاطره است. خاطره‌ای که بعد از مرور کردنش شاید آنقدر غریب باشد که پیش خودت بگویی واقعا این‌ها برای من اتفاق افتاده است؟! و یا آنقدر قریب باشد که بگویی انگار همین دیروز بود. اما قطعا دیگر توان قلقلک احساساتت را نخواهد داشت.





تاریخ : شنبه 16 دی 1396 | 12:35 ق.ظ | نویسنده : حمید رضا پژمان | نظرات

  • ایران
  • گوگل رنک
  • ضایعات