تبلیغات
...:::»»» مزرعه ی آرش «««:::... - گویا دگر ندارم جایی کنار چشمت

تنها نشسته بودم، با یادگار چشمت

دنیا ربود از من، آن انحصار چشمت

خالی شدی تو از من، بی کس شدم من از تو

گویا دگر ندارم، جایی کنار چشمت

در بی حیایی شب، هر عشق چون هوس شد

ما را سحر ندارد، شبهای تار چشمت

چون کعبه گِرد جانت، مملو ز عاشقان است

من گم شدم در اینجا، در گیر و دار چشمت

وصل دوباره ی ما، شقّ القمر نباشد

اما دگر کسی نیست، پیغامدار چشمت

در حسرت است جانم، با سوز پر گدازی

این دل خبر ندارد، گردیده خار چشمت

در خوف و در رجا بود، آرش ز نور چشمت

گویا که رفته امّید، از نورزار چشمت

(تیر ماه 91)



تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : حمید رضا پژمان | نظرات

  • ایران
  • گوگل رنک
  • ضایعات